تیر ماه امسال عجیب بود...ماهی پر از تنش ماهی پر از خوشی ماهی پر از رسیدن به آرزوها و نرسیدن ها...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
هرچند داشتنش موقت باشه,هرچند کوتاه...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
ازین به بعد هروقت به یاد شهریور سال 97 بیفتم میتونم ساعت ها گریه کنم ....اینقدرررر سخت گذشت اینقدررر بد گذشت...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
زندگی وقتی توو یه خونه شروع میشه که اولین چایی اونجا دم بکشه... اولین آب توی قابلمه به جوش بیاد و ماکارونی ها ریخته بشه وسط قُل قُل آب...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
آخرین تصویری که از خونه یادمه برای هفته پیش هست که ماکارونی رو پختم و آبکش کردم گذاشتم یخچال خنک بشه که یکی دوساعت بعدش برگردم سالاد ماکارونی درست کنم. الان بیشتر از یک هفته س که اون ماکارونی داره توی یخچال خنک میشه و ما هنوز به خونه نرفتیم.
زندگی ما همینقدر ناگهانیه همینقدر عجیب همینقدر غریب..
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
گاهی هرچقدر هم تلاش کنی بعضی آدم ها رو توی زندگیت فراموش کنی, شماره شون رو از توی گوشیت حذف کنی, خاطراتشون رو از صفحه ذهنت پاک کنی, اینقدر ازشون بی خبر بمونی که ندونی کجای این دنیا هستن, چند سالشون شده, چیکار میکنن؟ ...فایده نداره!!! چون یک شب که از همیشه خسته تری و بی خیال تر و بی فکر تر از هر زمانی میخوابی یک دفعه میاد وسط خوابت میگه سلام...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
آقای راننده گفت اولشه شما هنوز متوجه نمیشید داغ پدر چقدر سخته ولی من دیدم توی همین چند روز اندازه چند سال پیر شدی...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34
برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:34